<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	version="2.0">
<channel>
	<title>روز مرگی های یک پشت کنکوری🌱</title>
	<link>https://rozmaregihayeme8.blogix.ir</link>
	<atom:link href="https://rozmaregihayeme8.blogix.ir/rss.xml" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<description></description>
	<language>fa</language>
	<ttl>60</ttl>
	<generator>https://blogix.ir</generator>
	<lastBuildDate>Sun, 11 Oct 2026 09:24:52 +0330</lastBuildDate>
	<item>
		<title>رنج زندگی پس از کنکور| سخت تر از خود کنکور.</title>
		<link>https://rozmaregihayeme8.blogix.ir/post/6</link>
		<guid isPermaLink="true">https://rozmaregihayeme8.blogix.ir/post/6</guid>
		<pubDate>Sun, 11 Oct 2026 09:24:52 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[ 
بچه ها من خیلی مشوشم بخدا که هیچکس نمیدونه
خیلی حالم بده از استرس نفسم بالا نمیاد و به یه قرص پرانول نیاز دارم تا آروم بشم💔
باید خودم رو مجاب کنم که تسلیم تقدیر بشم و بشینم برا مصاحبه بخونم اما نمی‌دونم بشه نشه اصلا تهش چی بشه...
خیلی دوست داشتم ارزوهامو لمس کنم
براشونم خیلی سختی کشیدم،خیلی تلاش ک...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p> </p><p>بچه ها من خیلی مشوشم بخدا که هیچکس نمیدونه</p><p>خیلی حالم بده از استرس نفسم بالا نمیاد و به یه قرص پرانول نیاز دارم تا آروم بشم💔</p><p>باید خودم رو مجاب کنم که تسلیم تقدیر بشم و بشینم برا مصاحبه بخونم اما نمی‌دونم بشه نشه اصلا تهش چی بشه...</p><p>خیلی دوست داشتم ارزوهامو لمس کنم</p><p>براشونم خیلی سختی کشیدم،خیلی تلاش کردم اما واقعا شاید خدا نمیخواد نه؟</p><p>سؤال اینه چرا نمیخواد؟💔</p><p>پاهام خیلی درد می‌کنه</p><p> ساعت2 ظهر خوابیدم 1/55 شب بیدار شدم از استرس از اینور اتاق راه رفتم ب اونور   تا 6 صب.</p><p>کارد بزنن ب تنم استرس میپاشه</p><p>قلبم خیلی تیر می‌کشه خیلی قفسه سینه م میسوزه </p><p>خیلی سر درد دارم بدنم میلرزه و حس میکنم روز آخر عمرمه!💔</p><p> </p><p>خانواده ،دوست،مشاور و... همه رو انگار از دست دادم</p><p>هیچ وقت در این حد تو زندگیم  یه قسمت از آیه ای رو زندگی نکرده بودم :)</p><p>وَالْوِتْرَ الْمَوْتُور</p><p>و تَک و تنها مانده 🖤.</p><p> </p><p>هیچ پناهی ندارم و فقط دل به خواب میدم تا از این غم و استرس  آروم بشم:)</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://rozmaregihayeme8.blogix.ir/post/6/comment</comments>
		<dc:creator>Fatemeh Hajizadeh</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	</item>
	<item>
		<title>زندگی بعد کنکور🥲</title>
		<link>https://rozmaregihayeme8.blogix.ir/post/5</link>
		<guid isPermaLink="true">https://rozmaregihayeme8.blogix.ir/post/5</guid>
		<pubDate>Sat, 10 Oct 2026 04:11:33 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[سلام بچه ها من از دی ماه نبودم از وقتی که نبودم کلی تجربه رو پشت سر گذاشتم،کلی آشوب تو کشور و مرگ خیلی از هم وطنان، رسیدن به اسفند و مرگ هم وطنان دیگه مون شهادت بچه های میناب غم مرد هرمزگان جنگ و استرس و فشار....
اسفند ماه به حول و قوه فامیل های که از شهرستان اومده بودن و همش سروصدا بود،جنگ بود استر...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام بچه ها من از دی ماه نبودم از وقتی که نبودم کلی تجربه رو پشت سر گذاشتم،کلی آشوب تو کشور و مرگ خیلی از هم وطنان، رسیدن به اسفند و مرگ هم وطنان دیگه مون شهادت بچه های میناب غم مرد هرمزگان جنگ و استرس و فشار....</p><p>اسفند ماه به حول و قوه فامیل های که از شهرستان اومده بودن و همش سروصدا بود،جنگ بود استرس بود خیلی افت کردم خیلی بشدت:)  کوچ کردیم از تلگرام به روبیکا ولی اواخر اسفند به بعد اصلا کم نیاوردم اینقدر خوندم،اینقدر اینقدر اینقدر تلاش کردم به کمک مشاور عزیز و با علمی که داشتم:)</p><p>امتحانات نهایی مون تعویق خورد خیلی فرصت کردم بیشتر بخونم تا حدی خوندم که از خوندن فکم درد گرفت پاهام از راه رفتن سست شدن از درد.</p><p>خلاصه رفتم کنکور دادم استرس نتایج رو کشیدم نتایج اومد؛)</p><p> </p><p>چیشد بنظرتون؟</p><p>بچه ها اصلا باب میلم نشد </p><p>بچه ها باز نشد💔🥲</p><p>باز یه رقمی نشد 💔</p><p>و چون نشد قصدم این شد باز بمونم پشت باز بخونم باز تلاش کنم اما نه مشاور قبول می‌کنه نه خانواده م حال و روز خوبی ندارم،امکان قبولیم ۵۰/۵۰ عه تو این شهر... دارم دعا میکنم دعوت به مصاحبه نشم </p><p>لطفا شماهم دعا کنید برام امسال قبول نشم تا باز تلاش کنم و به سه رقمی برسم.</p><p>البته نتایج آخر آبان میاد حقیقت نمیخوام زمانو از دست بدم می‌خوام تا اون موقع بخونم</p><p>دور از چشم همه شبا بخونم با نور گوشی </p><p>اما شب ها بازدهی خیلی کمی دارم ولی چاره ای نیست </p><figure class="table"><table><tbody><tr><td>شاید شد مگه نه؟</td><td>خدابررگه</td></tr><tr><td>اگه نشه چی بازم؟</td><td>اگه اینبار بشه چی؟</td></tr><tr><td>نمیخوام شرمنده خانواده و مشاورم شو🥲</td><td>اگه باعث سربلندیشون بشی ۴۰۶ چی؟</td></tr></tbody></table></figure><hr><p> </p>]]></content:encoded>
		<comments>https://rozmaregihayeme8.blogix.ir/post/5/comment</comments>
		<dc:creator>Fatemeh Hajizadeh</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	</item>
	<item>
		<title>روزی روزگاری مسیر کنکور!</title>
		<link>https://rozmaregihayeme8.blogix.ir/post/4</link>
		<guid isPermaLink="true">https://rozmaregihayeme8.blogix.ir/post/4</guid>
		<pubDate>Sun, 21 Dec 2025 22:20:35 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[روزای های سخت.
سلام بچه ها من برگشتم بعد۳ ماه.
امشب آخرین شب پاییزه و امروز برام روز خیلی خیلی سختی بود، بخاطر بارندگی شدید سد شدن راه ها نبود آنتن صبح زود رفتم شهرستان(میناب) با ۱۰٪ باطری گوشی و کلیییی استرس کنکور رو ثبت نام کردم.
با وجود نبود نت و  ریسک نکردن
اینکه شاید برگرده ساعت ۵ صبح بیدار شدم...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>روزای های سخت.</p><p>سلام بچه ها من برگشتم بعد۳ ماه.</p><p>امشب آخرین شب پاییزه و امروز برام روز خیلی خیلی سختی بود، بخاطر بارندگی شدید سد شدن راه ها نبود آنتن صبح زود رفتم شهرستان(میناب) با ۱۰٪ باطری گوشی و کلیییی استرس کنکور رو ثبت نام کردم.</p><p>با وجود نبود نت و  ریسک نکردن</p><p>اینکه شاید برگرده ساعت ۵ صبح بیدار شدم و با پیشنهاد پدرم رفتم برا ثبت نام.</p><p>بچه ها بزرگ ترین عزیز ترینی ارزشمند ترین دارایی من خانواده مه.</p><p>عشق ترین پشتیبان زندگیم خدا کنه شرمنده شود نشم🥲</p><p>خلاصه!</p><p>این ۳ ماه رو میشه گفت خیلی خوب خوندم ناگفته نماند دوهفته آذر رو افسردگی خیلی خیلی خیلی شدیدی گرفتم داغون شدم ولی دوباره تونستم خودم رو جمع کنم.</p><p>چون این مدت نبودم کلی حرف برا گفتن دارم از این مسیر !!!!</p><p>قول میدم از فردا تا روز کنکور هر شب ولاگمو به اشتراک بذارم باهاتون.</p><p>روزای خیلی خیلی سختی رو دارم تحمل میکنم از نظر روحی روانی داغونم اما :</p><p>تهش شیرینه ایشالا،خدابزرگه✊🏻🥲</p><p>جمعه  ۵ دی</p><p>آزمون جمع‌بندی نیمسال اول ۱۲ و کل ۱۰ رو دارم و روزانه با ۱۲ ساعت مطالعه و ۲۰۰ تست دارم تلاش میکنم.</p><p>به دعای همتون نیاز دارم💕✨</p><p>مراقب خودتون باشید تا فرداشب فعلا✨</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://rozmaregihayeme8.blogix.ir/post/4/comment</comments>
		<dc:creator>Fatemeh Hajizadeh</dc:creator>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	</item>
	<item>
		<title>روزهای یک کنکوری!</title>
		<link>https://rozmaregihayeme8.blogix.ir/post/3</link>
		<guid isPermaLink="true">https://rozmaregihayeme8.blogix.ir/post/3</guid>
		<pubDate>Tue, 07 Oct 2025 22:54:54 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[سلام امروز ۱۵ مهر ماه .
بشدت خستم،خیلی خیلی خیلی خسته.
10/48 مطالعه داشتم از 8/30 صب تا 10 شب درس.
حالا جای خوبش اینجاست از مجازی فاصله گرفتم و ذهنم ارومه
اینستاگرامم رو که کامل پاک کردم.
یوتیوبم  که نمی‌رم روبیکا و برنامه های داخلی هرگز.
واتساپم که 3/4 ساله ندارم.
فقط یه اکانت کوچک و خلوت مخصوص گزا...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام امروز ۱۵ مهر ماه .</p><p>بشدت خستم،خیلی خیلی خیلی خسته.</p><p>10/48 مطالعه داشتم از 8/30 صب تا 10 شب درس.</p><p>حالا جای خوبش اینجاست از مجازی فاصله گرفتم و ذهنم ارومه</p><p>اینستاگرامم رو که کامل پاک کردم.</p><p>یوتیوبم  که نمی‌رم روبیکا و برنامه های داخلی هرگز.</p><p>واتساپم که 3/4 ساله ندارم.</p><p>فقط یه اکانت کوچک و خلوت مخصوص گزارشکار دادن تو تلگرام بدون هیچ چنل مزاحمی.</p><p>حالا بگذریم،چقدر خستم امشب اعصابم داغونه  خستم خیلی خیلی خیلی خستم...از خدا ممنونم بابت مشاروری که سر راهم قرار داد.</p><p>مطمئنم با وجود ایشون امسال نتیجه قشنگه✨</p><p>خیلی مشاور خوبیه امیدوارم شرمنده ش نشم..</p><p>بگذریم.</p><p>واقعا بی نهایت خستم امیدوارم نتیجه بگیرم.</p><p>خیلی غم دارم و بدون هیچ انگیزه ای دارم میجنگم.</p><p>خدایا💔</p><p> یادداشت برای خودِ خسته‌ام 💔</p><p>من شکسته نیستم.</p><p>من آدمی هستم که زیاد جنگیده، حتی وقتی خسته بوده.</p><p>من کسی‌ام که هنوز رویا می‌بافه، حتی وقتی دنیا سخت می‌گیره.</p><p>من کسی‌ام که هنوز دلش می‌تپه، حتی وقتی فکر می‌کنه دلش مرده.</p><p>من فرزندم، حتی اگر کامل نباشم.</p><p>من دوست و خواهرم، حتی اگر بعضی وقت‌ها کم آورده باشم.</p><p>من هنوز عاشقم، حتی اگر زخم خورده باشم.</p><p>و من هنوز یادگیرنده‌ام، حتی اگر کنکور داغونم کرده باشد.</p><p>هیچ‌کدام از این‌ها شکست نیست.</p><p>این‌ها مسیرِ یک آدم واقعی است.</p><p>آدمی که درد می‌کشد، زمین می‌خورد، بلند می‌شود، اشک می‌ریزد، ولی هنوز می‌خواهد ادامه دهد.</p><p>من، همین من، ارزش دارم؛</p><p>بی‌هیچ شرطی، بی‌هیچ نمره‌ای، بی‌هیچ لقب و رتبه‌ای.</p><p>---</p><p>&gt; «من شکست نیستم.</p><p>&gt; من هنوز اینجام.</p><p>&gt; من هنوز می‌تونم، حتی اگر آهسته.»🪐🦋</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://rozmaregihayeme8.blogix.ir/post/3/comment</comments>
		<dc:creator>Fatemeh Hajizadeh</dc:creator>
		<slash:comments>4</slash:comments>
	</item>
	<item>
		<title>کنکور💔🌱</title>
		<link>https://rozmaregihayeme8.blogix.ir/post/2</link>
		<guid isPermaLink="true">https://rozmaregihayeme8.blogix.ir/post/2</guid>
		<pubDate>Sat, 04 Oct 2025 19:34:04 +0330</pubDate>
		<description><![CDATA[🌱 ولاگ پشت‌کنکوری فاطمه: شروع سفر دوگانه‌ی عشق و هدف
سلام به همه همراهان عزیز و دوست‌داشتنی!
من فاطمه هستم؛ دختری که این روزها تمام زندگی‌اش در تقاطع دو دنیای موازی می‌گذرد: دنیای آرام و سرشار از زیبایی ادبیات و دنیای پر از چالش و هیجان کنکور. بله، من یک پشت‌کنکوری هستم، و این ولاگ قرار است تمام مسی...]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>🌱 ولاگ پشت‌کنکوری فاطمه: شروع سفر دوگانه‌ی عشق و هدف</p><p>سلام به همه همراهان عزیز و دوست‌داشتنی!</p><p>من فاطمه هستم؛ دختری که این روزها تمام زندگی‌اش در تقاطع دو دنیای موازی می‌گذرد: دنیای آرام و سرشار از زیبایی ادبیات و دنیای پر از چالش و هیجان کنکور. بله، من یک پشت‌کنکوری هستم، و این ولاگ قرار است تمام مسیر این سال تحصیلی پر از فراز و نشیب را با شما به اشتراک بگذارد.</p><p>### قلب من در ادبیات می‌تپد</p><p>از همان کودکی، من عاشق کلمات بودم؛ عاشق بوی کاغذ کهنه کتاب‌ها، آهنگ کلمات در شعر حافظ، و قدرت توصیف یک رمان خوب. ادبیات برای من فقط یک درس نیست؛ یک سبک زندگی است، یک دیدگاه به دنیا.</p><p>### اهداف من: معلمی در بالاترین سطح</p><p>با این همه عشق به ادبیات، هدف اصلی و مسیر روشن من کاملاً مشخص است: فرهنگیان و معلمی. من رؤیای ایستادن پای تخته سیاه و شریک شدن در خلق ذهن‌های فردا را دارم. انتقال عشق به قلم و فرهنگ، بزرگترین افتخار من خواهد بود.</p><p>### اگر نشد، سنگر دوم کجاست؟</p><p>اما می‌دانید که کنکور، عرصه تقابل جاه‌طلبی و واقعیت است. اگر قسمت نشد که در مسیر فرهنگیان قرار بگیرم، جنگیدن برای بهترین‌ها در دستور کار است. برنامه‌ریزی کرده‌ام که تمام توانم را به کار بگیرم تا رتبه‌ای در حد سه رقمی کسب کنم و افتخار ورود به دانشگاه‌های سطح یک کشور، یعنی علامه طباطبایی یا شهید بهشتی را کسب کنم. برای من، در صورت عدم موفقیت در هدف اصلی، جنگیدن برای این دانشگاه‌ها خود یک پیروزی بزرگ و افتخار ملی است.</p><p>این دو هدف (فرهنگیان و دانشگاه‌های سطح یک) دو بال پرواز من هستند.</p><p>***</p><p>حالا، این فصل جدید از زندگی من شروع شده است. این مسیر طولانی، پر از درس‌خواندن، مرور، آزمون و گاهی ناامیدی‌های کوچک خواهد بود. اما من تصمیم گرفته‌ام که این تجربه را ثبت کنم و از شما کمک بگیرم.</p><p>از همین حالا با من همراه باشید 🌱 تا ببینید یک عاشق ادبیات چگونه برای رؤیاهایش می‌جنگد.</p><p>خدا بزرگه.🌱</p>]]></content:encoded>
		<comments>https://rozmaregihayeme8.blogix.ir/post/2/comment</comments>
		<dc:creator>Fatemeh Hajizadeh</dc:creator>
		<slash:comments>2</slash:comments>
	</item>
</channel>
</rss>